در اين بخش خلاصهاي از جغرافيا و طبيعت، آب و هوا، دين و فرهنگ، تاريخ، جاذبههاي جهانگردي، موزهها، منطقههاي جهانگردي، صنايع دستي ايران، جهت مطالعه آورده شده است.
جمهوري اسلامي ايران سرزمين پهناوري است كه ۱۶۴۸۰۰۰ كيلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب غربيآسيا، ميان كشورهاي تركمنستان، آذربايجان و ارمنستان در شمال؛ افغانستان و پاكستان در شرق؛ و تركيه و عراقدر غرب قرار گرفته است. سراسر مرزهاي جنوبي ايران را كرانههاي خليج فارس و درياي عمان دربر گرفته است.مجموع مرزهاي خشكي ايران ۵۱۷۰ كيلومتر، و مجموع مرزهاي آبي آن، در شمال و جنوب، ۲۵۱۰ كيلومتراست. ايران در قلب خاورميانه جاي گرفته است و چون پلي درياي مازندران، يعني زيباترين درياچه جهان را بهخليج فارس وصل مينمايد. و همچنين مانند چهارراهي بر سر راه شرق و غرب، پيوندگاه تجليات فرهنگي، معنوي و سياسي جهان شرق و غرب است.
چشمهساران زلال، انارستانها، باغهاي پسته، رديف درختان تبريزي، كوچ كاروانهاي عشاير در فصلهايگوناگون، شبهاي پرستاره، صخرهها، كوهها، پستيها و بلنديهايِ پايانناپذير، آتشفشانهاي خاموش وپوشيده از برف، جنگلهاي انبوه رشتهكوههاي البرز و كرانههاي درياي مازندران از جمله چشماندازهاي ديدني وفراموشنشدني طبيعت ايراناند كه خاطرهاي بيمانند در اذهان جهانگردان به جاي ميگذارند. چهره دشت وهامون ايران در زمانهاي مختلف متغير است؛ زماني پر از شن و سنگ، گاه پر از سيلاب، و زماني پوشيده ازبرف و گلولاي يا مملو از گُل و گياه و سبزه است. هنرمندان ايراني در نقشهها و طرحهاي انواع آثار هنري غالباًطبيعت را به عنوان نُماد و نشانهاي از زيباييِ هستي ترسيم كردهاند.
ايرانيان آبرا هميشه ارزشمند و نشـانهآباداني ميدانستـهاند. در چمنزارهـا، در باغها، در خانهها، در مسجدها، در مكانهاي مقدس به طور هميشگيآب جريان دارد و درختان بسيار، بهويژه درختان سرو، كاج، نارنج، انار و انگور را آبياري ميكند. طبيعت ووسعت ايران يكي از عاملهاي بسيار ارزشمند صنعت جهانگردي است.از ميليونها هكتار مساحت خشكيايران، ۱۹ ميليون هكتار باغ و كشتزار؛ ۱۰ ميليون هكتار جلگه و مرتع؛ ۱۹ ميليون هكتار جنگل؛ وباقيماندهآن شامل زمينهاي باير، صحرا و كوه است. از خصوصيات مهم سرزمين پهناور ايران كه از نظر جهانگردي بسياربا اهميت ميباشد، وجود رشتهكوههاي سر به فلك كشيده، جلگهها، دشتهاي هموار، ناحيههاي كويري، رودهاو درياچههاي گوناگون است كه موجب شده است در هر زمان از سال، در هر گوشه از آن، يكي از چهار فصل رابتوان ديد؛ بهگونهاي كه در زمستان، در درياي خوب و آرام حنوب به ورزشهاي آبي همچون شنا و اسكي رويآب و در همان زمان، در كوهستانهاي شمال و غرب كشور، به ورزشهاي زمستاني مانند اسكي و كوهنورديپرداخت و همزمان در شهرهاي بسياري در كرانههاي درياي مازندران، از هواي دلپذير بهاري استفاده نمود.
كرانههاي درياي مازندران به صورت باريكهاي بسيار زيبا در ميان درياي مازندران و رشته كوههاي البرز كهپوشيده از جنگلهاي زيبا و انبوه ميباشند، قرار گرفتهاند. كرانههاي خليج فارس كه بخشي از آن از صخرههايكوهستاني و بخشهاي ديگر آن از كنارههاي شني و باتلاقي تشكيل شده است، به يكنواختي كرانههاي شمالينيستند. استانهاي جنوبي ايران، به ويژه خوزستان، كه بخشي از جلگه پهناور بينالنهرين را تشكيل ميدهد،بسيار هموار و مسطحاند و در ارتفاع اندكي از سطح دريا قرار گرفتهاند. چنانچه يك جهانگرد در ميانكوهستانهاي شمالي يا غربي ايران به گردش بپردازد، شهركها، روستاها، باغها و چمنزارهاي بسيار زيبايي راخواهد يافت كه شگفتي او را برخواهند انگيخت.
ارتفاع بسيار فلات ايران از سطح دريا و قرار گرفتن بيشتر اراضي در ارتفاع بيش از ۱۰۰۰ متر، از ديگرويژگيهاي مهم سرزمين ايران است. رشته كوههاي عظيم و بلند البرز از سوي شمال، كوههاي زاگرس از سويغرب و رشته كوههايي كه از خراسان به بلوچستان كشيده شدهاند، از سوي شرق، سرزمين ايران را محصورنمودهاند. مهمترين قلههاي ايران عبارتاند از: دماوند در شمال شرقي تهران با ارتفاع ۵۶۷۱ متر؛ سبلان در غرباردبيل با ارتفاع ۴۸۸۰ متر؛ سهند در جنوب تبريز با ارتفاع ۳۷۰۷ متر؛ تختسليمان در مركز مازندران با ارتفاع۴۸۲۰ متر؛ زردكوه در بختياري با ارتفاع ۴۵۵۰ متر؛ دنا در شمال ياسوج با ارتفاع ۴۳۰۹ متر؛ تفتان در جنوبزاهدان با ارتفاع ۳۹۴۱ متر؛ و دهها قله ديگر كه در سرتاسر ايران پراكندهاند.
كويرهاي معروف ايران؛ از جمله دشت لوت و دشت كوير در وسعتي بيش از ۳۶۰ هزار كيلومتر مربع گستردهشدهاند و هنوز هم از ناحيههاي ناشناخته و جالب توجه بهشمار ميروند. ايران با بيش از ۵۰۰ چشمه معدني وآب گرم شناخته شده كه تمامي آنها براي تأمين آب آشاميدني و استفادههاي درماني و بهداشتي مورد استفادهقرار ميگيرد، يكي از مهمترين منابع درآمد جهانگردي را در اختيار دارد. بيشتر اين چشمهها در رشتهكوههايالبرز، آذربايجان و زاگرس قرار گرفتهاند و تعدادي از آنها نيز در نزديكي اصفهان، مشهد و بندرعباس واقعشدهاند. چشمههاي آبمعدني سرعين اردبيل، آبگرم لاريجان در دامنههاي البرز، و همچنين چشمههايآبمعدني محلات، با توجه به اينكه از نظر توسعه جهانگردي اقدامات قابلتوجهي در آنها صورت گرفتهاست، در تابستانها هزاران نفر را جهت استفادههاي درماني و تفريحي به سوي خود جلب ميكنند.
فلات ايران آبوهوايي نسبتاً خشك دارد. ايران در كمربند آبوهوايي خشك جهاني قرار گرفته است ورشتهكوههاي البرز و زاگرس از رسيدن جريانهاي هوايي مرطوب درياي مازندران (خزري) و مديترانهاي بهداخل آن جلوگيري ميكنند. سرزمين ايران به دليل گستردهشدن آن بين ۲۵ و ۴۰ درجه عرض جغرافيايي، وهمچنين به دليل وجود ارتفاعات، از تنوع آبوهوايي جالبتوجهي برخوردار است. ميانگين دماي سالانه، ازشمال غرب به جنوب شرق كشور افزايش مييابد و از حدود ۱۰ درجه سانتيگراد در آذربايجان، به ۲۵ تا ۳۰درجه سانتيگراد در جنوب و جنوب شرقي ميرسد.
كرانههاي شمالي و جنوبي ايران در فصلهاي مختلف،آبوهوايي متفاوت با آبوهواي ناحيههاي مركزي و كوهستاني دارند. ميانگين دماي بندرعباس در جنوب، درديماه (ژانويه) به ۵/۱۸ درجه سانتيگراد ميرسد. ميزان تفاوت بارش سالانه نيز در ناحيههاي مختلف كشوربسيار زياد و دامنه تغييرات آن از ۲۰۰۰ ميليمتر در گيلان تا كمتر از ۱۰۰ ميليمتر در ناحيههاي مركزي درنوسان است. ميانگين سالانه بارش در ايران حدود ۲۷۵ ميليمتر است.سرزمين ايران از تنوع آبوهواييچشمگيري برخوردار است. تنوع آبوهوا ميان مناطق كشور با تغييراتي كه در فصلهاي مختلف ايجاد ميشود،افزايش مييابد. چنانچه در چند ناحيه مختلف از يك منطقه، ميتوان تابستان گرم و زمستان سرد را همزمانديد. بنابراين، آبوهواي ايران را فصل به فصل بايد مورد بررسي قرار داد.
در ماههاي دي و بهمن، در ايران، سهمنطقه آبوهوايي وجود دارد. كرانههاي درياي مازندران با آبوهواي ملايم و نسبتاً سرد؛ بخشهاي مركزي باآبوهواي زمستاني؛ و بخشهاي جنوبي با آبوهوايي معتدل و مطبوع، چهره مينمايند. در فصل بهار، به ويژهدر ارديبهشت، به طور كلي سراسر ايران از آبوهواي مطبوع و دلنشيني برخوردار است و فقط بخشهايجنوبي ايران بهطور ناگهاني بسيار گرم ميشوند. در تابستان وضعيت آبوهوايي كشور پيچيده ميشود. هوايكرانههاي درياي مازندران، بهعلت داشتن رطوبت زياد، دگرگون ميگردد و در روزها گرم و در شبها نسبتاً خنكاست.
كرانههاي جنوبي ايران با روزهاي بسيار گرم و شبهاي نسبتاً گرم؛ و رطوبت بسيار هوا براي افراد غيربومي،هوايي غيرقابل تحمل است. شهرهاي شيراز، اصفهان، مشهد، تهران و تبريز كه از كانونهاي اصلي جهانگرديايران به شمار ميآيند، آبوهواي مختلف دارند. شيراز با داشتن چهار ماه گرما در رتبه اول و تبريز با داشتن يكماه گرما در رتبه آخر قرار دارد.
استانهاي آذربايجان، كردستان، همدان و خراسان به عنوان استانهاي خنك درفصل تابستان، شهرت دارند. به طور خلاصه، سراسر شمال كشور، به ويژه منطقههاي ييلاقي دامنههاي البرز،مانند دره نور، كجور، كلاردشت و كتالم، و همچنين آذربايجان، خراسان و منطقههاي مركزي كوههاي زاگرس ــميان تويسركان و گلپايگان ــ براي گذراندن تعطيـلات گردشگران داخلي و همچنين جهانگرداني كه در فصلتابستان به ايران سفر ميكنند، نقاط مناسبي به نظر ميرسند. منطقههاي جنوبي ايران با توجه به ناحيههايمختلف آن، از پنج تا شش ماه، به ويژه در طول زمستان، ميتوانند مورد استفاده جهانگردان داخلي و خارجيقرار گيرند.
جهانگردان خارجي كه در فصل زمستان به كرانههاي جنوبي ايران سفر ميكنند، با آبوهواي مطبـوعيروبهرو ميشـوند؛ در حالي كه در همـان زمان در فارس و اصفهان، برف و سرما و سيلاب چهره شهرها رادگرگون كرده است. در فصـل تابستـان هواي بيشتر منطقههاي ايران گرم ميشـود، اما نه آنچنان گرم كهطاقتفرسا باشد. بهار و پاييز، به ويژه تعطيلات نوروزي، براي جهانگردان و گردشگران داخلي زمان بسيارمناسبي براي سير و سياحت به شمار ميرود.
ايران، برخاستگاه آيين زرتشت، يكي از دينهاي بزرگ جهان، است. هماكنون، دين رسمي ايران بر اساس اصل۱۲ قانون اساسي، اسلام و مذهب شيعه اثنيعشري است. حدود ۵۶/۹۹ درصد مردم مسلمان هستند. پيروان مذهبهاي اسلاميِ حنفي، مالكي، شافعي، حنبلي و زيدي در ايران، از احترام و آزادي كامل برخوردارند. درقانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، دينهاي زرتشتي، مسيحي و كليمي به رسميت شناخته شدهاند و پيروانآنها ميتوانند مانند مسلمانان با حقوق يكسان در زندگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور شركت كنند.اقليتهاي ديني زرتشتي، ارمني، كليمي و آشوري و كلداني در مجلس شوراي اسلامي نمايندگان مستقل دارند.
غناي فرهنگي ايران در عرصههاي مختلف از جمله انواع هنرهاي شرقي، ادبيات و عرفان آوازهاي جهانيدارد. اسطورهها، افسانهها، حكمت و فلسفه، شعـر، موسيقي، ادبيـات عـامه، صنعتهـاي دستي، معمـاري وهنـرهاي تزئينيِ آن، بخش درخور اعتنا از گنجينههاي انديشه بشري را تشكيل دادهاند.
با گسترش دين اسلام در ايران، آرامگاههاي امامان و امامزادگان به تدريج به زيارتگاه تبديل شدند. به دنبال اينروند، پيشوايان ديني با ساختن بارگاههاي متناسب بر روي مزار بزرگان ديني، در هر محل بنايي شاخص وبرجسته بهوجود آوردند. يكي از مظاهر علاقمندي و اخلاص مردم در پيروي از فلسفه امامت، ساخت بناهايآرامگاهي و هنر معماري امامزادههاست. برجستهترين هنرمندان زمان، ذوق و نبـوغ خـود را با استفاده ازامكانات موجود در ساختمان و تزئين مكانهاي ديني و زيارتي به كار بردند، كه اين ذوق و نبوغ در پيكر بسيارياز بارگاههاي زيارتي ايران جلوهگر است. زيارتگاههاي ايران به دو دسته تقسيم ميشوند:
يكم) زيارتگاههايي كه ارزش زيارتي جهاني دارند مانند بارگاه مقدس حضرت امام رضا(ع) در شهر مشهد و آستانه حضرت معصومه(س) در قم. حيات اجتماعي و اقتصادي دو شهر مشهد و قم كاملاً با وجود بارگاههايمبارك حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) و نقش زيارتي منبعث از آنان بستگي دارد.
دوم) زيارتگاههايي كه بيشتر ارزش زيارتي محلي و ناحيهاي دارند. اين زيارتگاهها در ناحيههاي مختلفكشور واقع شدهاند و مهمترين آنها عبارتاند از: آرامگاه حضرت احمدبن موسيبن جعفر(ع) معروف بهشاهچراغ در شيراز؛ آرامگاه حضرت عبدالعظيم(ع) و حضرت حمزهبن موسيالكاظم(ع) در شهرري؛ بقعهسيدجلالالدين اشرفبن موسيالكاظم(ع) در آستانه اشرفيه؛ و مقبره دانيال نبي(ع) در شوش.
اين آرامگاهها كهغالباً داراي گنبد و بارگاهاند، به ويژه در روزهاي آخر هفته، زيارتگاه مردم محلي هستند. از سوي ديگر، از آنجا كهبرخي از اين آرامگاهها در نقاط خوشآبوهوا قرار گرفتهاند، به نوعي، نقش تفريحگاهي نيز دارند. بسياري ازامامزادههاي ايران، در نتيجه توسعه نقش زيارتي آنها، به كانونهاي شهري تبديل شدهاند. غالباً اطراف حرمامامزادهها محل تمركز برخي فعاليتهاي خدماتي و تجاري شده و با افزايش تعداد زايران به كانونهاي تجاريمستقلي تبديل شدهاند. از اينرو محل امامزاده بيشتر در مركز شهرها است. امامزادههاي ايران به عنوان يكي ازكانونهاي زيارتي نقش مؤثري در فعاليتهاي فراغتي و بدينترتيب در توسعه جهانگردي داخلي در مقياسهايمختلف دارند.
در ايران، به جـز شيعيان، پيروان دينها و مذهبهاي ديگر، مانند اهل تسنن، زرتشتيان، ارمنيان، و يهودياننيـز زندگي ميكنند كه همـه آنها براي خود زيارتگاهها و مكانهاي مقدس مذهبي دارند.
مهمترين زيارتگاهها و محلهاي مذهبي اهل تسنن، يكي تربت شيخ جام (مقبره شيخ جام) در خراسان و ديگري مسجد جامع سنندج ميباشد.
زرتشتيان ايران كه بيشتر در يزد و تهران زندگي ميكنند، همهساله برايبرگزاري مراسم خود به تختجمشيد، نقش رستم، تاقبستان و بيستون ميروند. آتشكده قديمي آذرگشسب در تختسليمان، برج كاشمر در خراسان و درياچه اروميه مكانهاي مقدسي هستند كه با گذشت سدههاي بسيار، همچنان مورد توجه زرتشتيان ايراناند.
ارمنيان در تابستان هر سال براي زيارت به كليساي تاتاووس كه در سياهچشمه و در نزديكي ماكو قرار دارد، سفر مينمايند. علاوه بر ۱۳ كليساي جلفاي اصفهان كه مكانهايمذهبي ارمنيان ايراناند، از چندين كليسا در آذربايجان (زيباترين آنها كليساي سنتاستپان)، كليساي سلماس و كليساي قديمي ماكو نيز ميتوان نام برد.
از زيارتگاههاي يهوديان در ايران، به قبر استر (استرومردخاي) را در همدان و دانيال نبي در شوش ميتوان اشاره كرد.
فلات ايران از قديميترين كانونهاي تمدني دوران باستان در آسيا است، و از اين نظر در دانش باستانشناسي،جايگاه مهمي دارد. تاريخ اسكان در فلات ايران از دوره نوسنگي تا مهاجرت آرياييان چندان روشن نيست، اماشواهد روشني در دست است كه سرزمين ايران از ديرباز مسكون بوده است. كانونهاي قديمي سكونت در كنارچشمهها و رودخانهها يا به طور كلي در مجاورت كوههاي زاگرس و البرز، به وجود آمدهاند. مهمترين اينكانونهاي باستاني عبارتاند از: تپه سيلك كاشان، تپه حصار دامغان، ترنگتپه گرگان، تپه حسنلو در آذربايجان،تپه مارليك در رودبار، همچنين شوش در خوزستان. در كاوشهاي باستانشناسي در اين كانونها، آثاري بهدست آمدهاند كه قدمت برخي از آنها، به هزاره پنجم پيش از ميلاد ميرسد
مهاجرت قومهاي آريايي به فلات ايران از هزاره دوم پيش از ميلاد آغاز شد. از اين قومها، پارتها درخراسان، مادها در غرب و پارسها در جنوب ايران مستقر شدند. امپراتوري مادها در هگمتانه (اكباتان) يا همدانكنوني پاگرفت. هخامنشيان پس از پيروزي بر مادها و تسخير پايتخت آنان، نخستين امپراتوري بزرگ ايران را بهوجود آوردند. حدود متصرفات آنان در زمان داريوش اول (۴۸۵-۵۲۲ ق.م) از جلگه رود سند در مشرق تامرزهاي يونان در مغرب ميرسيد. بناهاي تختجمشيد و پاسارگاد كه از آثار اين دورهاند، از آثار مهم باستانيايران و جاذبههاي مهم جهانگردي به شمار ميآيند و همه ساله هزاران جهانگرد از اين آثار بازديد ميكنند.
پس از انقراض هخامنشيان و بهآتشكشيدهشدن تختجمشيد به دست اسكندر، جانشينان وي (سلوكيها)مدت كوتاهي بر ايران تسلط يافتند كه نتيجه آن آميزش فرهنگ ايراني با فرهنگ هِلِني بود. در حدود سال ۲۵۰ق.م، پارتها كه يكي از قومهاي سواركار آريايي بودند، از خراسان به سمت غرب و جنوب غربي پيشرويكردند و امپراتوري خود را در تيسفون، بر پهنه فلات ايران، بنياد نهادند؛ اين امپراتوري تا سال ۲۲۴ پس از ميلاددوام يافت. ساسانيان با پيروزي بر آخِرين پادشاه پارتي در ۲۲۵ م، امپراتوري جديدي به وجود آوردند كه تااواسط قرن هفتم ميلادي دوام آورد. عصر باستاني ايران يكي از پرشكوهترين عصرهاي تاريخ ايران به شمارميآيد. از اين دوره ميراثهاي فرهنگي و بناهاي تاريخي فراواني در تختجمشيد، پاسارگاد، شوش، شوشتر،همدان، فيروزآباد (نقشرستم)، تاقبستان، سروستان و نيشابور برجاي ماندهاند، كه ارزش ديداري فراواني دارند.
نفوذ اسلام در ايران، در نيمه اول قرن هفتم ميلادي، پس از فروپاشي امپراتوري ساساني، روي داد. از آن پسدوره جديدي در تاريخ ايران آغاز شد، كه دگرگونيهاي بنيادي شديدي در اوضاع اجتماعي، سياسي، مذهبي،حكومت و مردم به وجود آورد. ايرانيان كه از نابرابريهاي اجتماعي موجود در دوره ساساني ناخشنود بودند، بهسرعت اسلام را پذيرفتند و در اشاعه و استغناي فرهنگي آن كوشيدند. با وجود پذيرش اسلام، ايرانيان هرگزمخالفت خود را با سلطه خلفاي اموي و عباسي پنهان نميكردند و در برابر ستمگريهاي حكومتهاي اموي وعباسي، جنبشهاي استقلالطلبانه بسياري را برپا كردند.
آنان نيز براي تضعيف و سركوب ايرانيان كه بهطرفداري از خاندان پيامبر(ص) و برقراري حكومت بر اساس امامت بهپا خاسته بودند، به تقويت عناصرغيرايراني پرداختند. ادامه جنگهاي فرسايشي ميان فرمانروايان محلي، قدرت اين فرمانروايان را تحليل برد وزمينه را براي تسلط قومهاي بيگانه آسياي مركزي مانند تركان سلجوقي، مغولها و تيموريان فراهم ساخت. دردوره صفويان دومين امپراتوري بزرگ ايران پاگرفت و مذهب تشيع كه تا آن زمان پيروان آن در محدوديتهايبسيار بهسر ميبردند، رسميت يافت. خصلتهاي پوياي مذهب شيعه و تعهدات سياسي و اجتماعي آن،استقلال و هويت ملي ايران را در برابر ضربات سخت و كوبنده عثمانيها با استواري تمام حفظ كرد و ايرانيكبار ديگر توانست در مقابل مدعيِ توليت مسلمانان، بهعنوان يك نيروي قدرتمند سياسي- مذهبي قدعلمكند
با انحطاط و سقوط صفويان، حكومتهاي افشاريان و زنديان بر اريكه قدرت تكيه زدند. پس از حكومتزنديان، عصر قاجاريان آغاز ميشود كه در اين عصر نفوذ قدرتهاي بيگانه روس و انگليس در ايران توسعهمييابد. در همين دوره، جنبشهاي اجتماعي تنباكو، انقلاب مشروطيت، قيام جنگل، قيام شيخ محمد خيابانيو... به وقوع پيوست. در دوره پهلوي، جنبش مليشدن صنعت نفت زمينهساز قيام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ وديگر قيامهاي استقلالخواهانه بود كه سرانجام به پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره)در سال ۱۳۵۷ انجاميد.
ايران به دليل پيشينه تاريخي و تكاپوي مستمر اجتماعي و فرهنگي، ديدنيهاي متنوعي دارد كه بازديد از آنهاميتواند حس كنجكاوي گردشگران و جهانگردان را ارضا كرده و ستايش آنان را برانگيزد. هر مسافري با هرانگيزهاي كه به ايران سفر كند، ميتواند مطابق اهداف، ذوق و برنامه خود، در ايران ديدنيهاي مورد نظر خود را بيابد. نبايد فراموش كرد كه بهترين راه شناخت سرزمين و مردم هر كشور، آشنايي با مردم كوچه و بازار و برقراريتماس مستقيم با خود آنان است.
خانوادههاي ايراني اصولاً گشادهروي و مهماننواز هستند. با آشنايي مختصريبا ايرانيان ميتوان به درون خانواده ايراني راه يافت و از چگونگي زندگي، معيشت، طرز تفكر و بينش اجتماعيآنان و بسياري ديگر از خصوصياتي كه در نوشتهها نيامده است، آگاه شد.
آثار تاريخي بازمانده از دورههاي مختلف استقرار انسان در فلات ايران، به موازات چشماندازهاي طبيعي متنوعكرانهاي، كوهستاني، بياباني و كويري در آميزش و تركيبي هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراثهاي مذهبي وفرهنگي، مجموعهاي از انگيزههاي گوناگون را براي ديدار از ايران فراهم ميسازند.
فرهنگ باستاني ايران كه نمودهاي آن در پيكر ميراثهاي تاريخي معماري جاودانه شده است، ديدنيهاي بسياري را فراهم آورده است. فرهنگ ايران امروز مجموعه كاملي از فرهنگ گذشتههاي دور و نزديك اين سرزمين است و هركس ميتواند بهتناسب سليقه و فرهنگ خود، حس كنجكاوي و زيباييدوستي خود را در ديدار از اين كشور پهناور و پرباربرآورده كند. آثار تاريخي موجود در تختجمشيد، پاسارگاد، شوش، همدان، كرمانشاه، فيروزآباد، سيراف و بسياري ديگر از كانونهاي باستاني تمدن ايراني، انگيزه كافي را براي ديدار از اين كشور باستاني ارائه ميكنند.
كرانههاي درياي مازندران در شمال، و كرانههاي خليج فارس و درياي عمان در جنوب قابليتهاي بسياري براي استفادههاي فراغتي در تابستان و زمستان دارند. جزيرههايخليج فارس مانند كيش، قشم و هرمز با كرانهها و بريدگيهاي مناسب و تابش آفتاب مطبوع حتي در فصلزمستان نيز براي مقاصد فراغتي و استراحتي قابل استفاده هستند. وجود مكانهاي اقامتي و پذيرايي در اينجزيرهها و كرانهها همراه با امكانات ارتباط هوايي آن، اقامت و رفتوآمد در آنها را آسان ميكند
كوهستانها ودامنههاي ايران، به موازات ارزش اقتصادي براي كوچنشينان دامدار، اقامتگاه ييلاقي شهرنشينان و روستاهايجلگهاي گرمسير در فصل تابستان هستند، و در فصل زمستان تفرجگاه خوبي براي علاقمندان به ورزشهايزمستاني به شمار ميروند و كوهها و قلههاي آنها مورد توجه كوهنوردان حرفهاي و غيرحرفهاي هستند.
يكي از مهمترين جاذبههاي استراحتي و طبيعت ايران، كانونهاي آبدرماني و لجندرماني است. آبهايمعدني و گرم ايران، مانند آبهاي گرم لاريجان، محلات، سرعين، بستانآباد، رامسر، قوتورسو و مانند اينها باتركيبات شيميايي مختلف، خاصيتهاي درماني متعددي دارند و همهساله هزاران نفر از آنها استفاده ميكنند.
درياچه اروميه با مساحتي بالغ بر 6-4 هزار كيلومتر مربع (به تناسب فصلهاي خشك و باراني) و كرانههايطولاني و شوريِ بسيار بالاي آب آن، كه به 30% ميرسد، از كانونهاي مهم لجندرماني كشور است كه هم اكنون استفاده چنداني از آن به عمل نميآيد.
درمان از راهِ استحمام با آب چشمههاي گرم و معدني و پوشاندن خود باگلولاي اين چشمهها كه به لجندرماني معروف شده است، امروزه در دانش پزشكي جايگاهي ويژه يافته است.درياچه اروميـه با امكانات بالقـوه خود در اين زمينه، از سرمايههاي ارزشمندي است كه در اختيار صنعتجهانگردي ايران است.
ناحيههاي كويري ايران نيز داراي جاذبههاي سياحتي جالبتوجهي هستند. اين ناحيهها كه روزگاري محلعبور كاروانهاي تجاري ميان شرق و غرب ايران بودند، هنوز بقاياي كاروانسراها و آبانبارهاي قديمي در آنهاپابرجاست.
موزههاي ايران گنجينههاي ميراث فرهنگي، تاريخي و طبيعي سرزمين ايراناند. در بيشتر شهرهاي بزرگ وقديمي ايران موزههايي وجود دارند كه انبوهي از آثار باستاني، هنري و طبيعي كشور كهنسال ايران را به نمايشگذاشتهاند.
موزههاي تبريز، مراغه، اروميه، خوي، مياندوآب در آذربايجان؛ موزههاي كاشان، چهلستون در اصفهان؛ موزه كرمانشاه؛ رضاعباسي، فرش، هنرهاي تزئيني، هنرهاي معاصر، آبگينه و سفال، هنرهاي ملي، ايران باستان، مردمشناسي و... در تهران؛ توس، نادري در خراسان؛ شوش، هفت تپه، آبادان در خوزستان؛ فلكالافلاك در لرستان؛ گنجعليخان در كرمان؛ موزههاي قزوين، زنجان، شاهرود، سمنان، زاهدان، رشت، گرگان، همدان، تختجمشيد، سنندج، از موزههاي غني ايران هستند. در برخي از شهرها، به ويژه در تهران، كاخ- موزههاي متعدديداير شده است كه از مكانهاي ديدني و جالبتوجه اين شهرها به شمار ميآيند.
در ايران، چند موزه تاريخ طبيعي در شهرهاي بزرگ تأسيس شده است كه از آن جمله ميتوان به موزههاي تاريخ طبيعي اروميه، اصفهان، تهران، شيراز و... اشاره كرد. موزهها مراكز مهمي براي پژوهش در عرصههاي مختلف علوم انساني و هنري هستند كه ديدار از آنها خاطرهاي ماندگار در اذهان جهانگردان به جاي ميگذارد.
منطقههاي جهانگردي و ديدنيهاي ايران به دليل گستردگي اين سرزمين و تنوع محيطي آن بسيار گونهگوناند. تقريباً هر گوشهاي از ايران به نوبه خود ديدنيهاي قابلتوجهي دارد. در هر استان براي راهنمايي جهانگردان وگردشگران، نقشههاي جداگانهاي با راهنماي مسافرت تهيه شده است كه به راحتي در اختيار مسافران قرارميگيرد. براي سهولت دسترسي و آشنايي مسافران، استان
